تبليغاتX
دفتر آبی

دفتر آبی

مشکل اینجاست که ما از هر کرمی انتظار پروانه شدن داریم ...!!!

پرم از پارادوکس !!!

یک روز شادم و روزی غمگین !!!

عاشق خودم میشوم در عین نفرت !!!

توکل میکنم بدون ایمان !!!

پارادوکس در ذهنم تار بسته مثل عنکبوت و منتظر افکاری جدید است  که شکار کند , پس خورده نگیر که چرا به فکرت نیستم ...!

دلم برای تصور کردنت لک زده   نمی دانم این هم پارادوکس است یا واقعیت ؟!؟

نوشتم برای اوی نداشته ام 91/02/09ساعت 11:57 توسط رضا| |

تبریک سال نو !!!

وقتی سالی رو شروع میکنیم هیچ فرقی نداره با سال قبلش , سالی که تا برسه به آخر 365 روز آرزوی میکنیم که کاش ... اگه ... 

همچین سالی رو تبریک گفتن یعنی تن دادن به مرگ تدریجی ...


سال من هنوز نو نشده .

نوشتم برای اوی نداشته ام 91/01/04ساعت 12:34 توسط رضا| |

سرم را روی شانه ات بگذار

تا همه بدانند

همه چیز…!

زیر سر من است…

پ.ن :

 

دلـــم يکــ جــاي دنــج ميخــواهد

آرام و بــي تنش

جــايي بــايد بـاشد غيـر از ايـنــ کنــج تنهــايي!
... ...


تــا آدم گــاهي آنجــا آرام بگيـرد !...

مثـلا آغــوش تــو !.
نوشتم برای اوی نداشته ام 90/12/13ساعت 17:52 توسط رضا| |

نمی دانــم
چــرا بیــن ایــن همــه ادم
پــیــله کــرده امــ
بــه تــو
شــاید فــقط با تــو
پــروانــه می شـــوم
ســنـگـیــنــی گـفــتــه هــایــم

بــه سـنــگـیــنـی گــوش هــایـتــ دَر . . .!


نوشتم برای اوی نداشته ام 90/11/29ساعت 11:7 توسط رضا| |

باز هـــــم خیال تو مـــــــــرا "برداشـــــت" کجا می‌‌برد نمیدانم!

آهــــای نارفیق...

بازی ات که تمـــــــــام شد مرا دوباره با همین لباس بی‌ قــــــــراری دیدن دوباره ات بر سر شعر‌هـــــــــــایم بنشان.....

رک نوشت :

دارمـــ فکـــر مــے کـنـــــمــ چـــقـدر خـوبــــ مــــے شــــد نـزدیـکــــ صــورتـمـــ نــفـس مــــےکـشـیــــدے مــــے دانـــــے ؟ مـــــن رُکـــــ تـَـر از آنـــــمـــ کــــه / نبــــــوسـمــتـــــ . . .


برچسب‌ها: رک, بی قراری, نفس, دفتر آبی
نوشتم برای اوی نداشته ام 90/10/28ساعت 13:33 توسط رضا| |

Design By : nightSelect.com