دفترآبی ... جسد عشق
ميدوني چرا وقتي آدم بزرگ ميشه با خودكار مي نويسه؟ چون ياد بگيره كه هر اشتباهي پاك نميشه
اما نه بر پشت دست نه... بلکه بر روی دلم نه اینکه عاشق نشود بلکه هرگز تو رو فراموش نکند ... ترا دوست ندارم اما هنگامیکه نیستی غمگینم و به آسمان آبی بالای سرت وستاره هایی که تو را می بینند حسادت می کنم ترا دوست ندارم اما نمی دانم چرا آنچه می کنی برایم استثنایی است وبا رها از خودم پرسیدام چرا آنهایی که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو نیستند ترا دوست ندارم اما چشمان گویایت با آن آبی عمیق و درخشان بیش از هر نگاه دیگری بین من و آسمان آبی قرار می گیرد آه ... می دانم که ترا دوست ندارم اما دیگران باور نمی کنند چرا که آشکارا می بینند نگاهم به دنبال توست...

| Design By : Night Skin |




