دفترآبی ... جسد عشق
ميدوني چرا وقتي آدم بزرگ ميشه با خودكار مي نويسه؟ چون ياد بگيره كه هر اشتباهي پاك نميشه
( تنهای ارسبارنی ) من نه خود توبه شکستم که گنه کار شوم توبه خود را شکند چون تو شوی باد پرست ( لعلی تبریزی ) من اختیار نکردم پس از تو یار دگر به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست ( شهریار ) بیماری من چون سبب پرسش او بود می میرم از این غم که چرا بهترم امروز ( امینی تبریزی ) شنیده اید که آسایش بزرگان چیست؟ برای خاطره بیچارگان نیاسودن ( پروین اعتصامی ) صد نامه نوشتیم و جوابی ننوشتی این هم که چوابی ننویسند جوابی است ( راغب تبریزی ) شهر تبریز از است و جان قربان جانان می کند سرمه چشم از غبار کفش مهمان می کند ( شهریار )

| Design By : Night Skin |


