تبليغاتX

دفترآبی ... جسد عشق


دفترآبی ... جسد عشق

ميدوني چرا وقتي آدم بزرگ ميشه با خودكار مي نويسه؟ چون ياد بگيره كه هر اشتباهي پاك نميشه

 

 خدایا!

از بادۀ جام تو نوشیدم وهمه چیز را از یاد بردم .

هر آنچه را که دارم ترک می کنم ، تا بادۀ تو را دوباره بیایم .

دوستت دارم هایت را نشنیده می گیرم تا دلت بشکند

وقتی نگاهم می کنی صورتم را برمی گردانم تا یه وقت نگاهم در نگاهت گره نخورد و دل نداشته در سینه ام نلرزد

قدم هایم را زودتر از تو بر می دارم تا همیشه از من عقب تر باشی

زمانی که صدایم می کنی ندایی نمی دهم تا امیدت را از دست بدهی

می گویی دلت را زیر پایم گذاشته ای به راحتی از آن هم عبور می کنم تا باور کنی سنگدلم و از من بگذری

.....

                                    سخت است اما چه کنم ؟! عهد بسته ام

                             لعنت بر من که با خودم عهد و پیمان بستم که دیگر عاشق نشوم

 

نوشتم برای تو تا شاید مرحمی باشد برای زخم هاییت 88/04/07ساعت 12:15 توسط رضا| |


Design By : Night Skin