دفترآبی ... جسد عشق
ميدوني چرا وقتي آدم بزرگ ميشه با خودكار مي نويسه؟ چون ياد بگيره كه هر اشتباهي پاك نميشه
قلبهای ما را چه آسمانی باشد چه دریایی ، پاک و مطهر بگردان و برکت حضورت را در آن قرار بده . بعد از مدتها آســـمان بارید .. آســـمان چشمان من هم ، همنوا با باران شد .. و یــاد و خاطرت در وجودم ریشه کرد و بـــاران غبار خاکستری تنهــائی را ربود و در دلم آرزوی او ، تو من شود شکوفــا شد ! خدایا! اوج همه عشق هیمان را به خود ختم کن مرا از این که می بینی پریشان تر چه می خواهی از این آتش به جان یک مشت خاکستر چه می خواهی من از اوج نگاه تو به زیر پاییت افتادم بیا این اوج و این پرواز و این باور چه می خواهی تمام این غزل با خون رگهایم نسارت باد بگو دیگر عزیز من بگو دیگر چه می خواهی

| Design By : Night Skin |


